|
خبر و دیدنیهای دنیا
برای آگاهی شما دوستان
|
[ سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390 ] [ 0:0 ] [ رامین ]
[ ]
حال و روز خوشی ندارم .... جان خودت بی خیال که دیگر حوصله بهانه هایت را ندارم............. ============================================================ دلگیر نباش ! .. تقصیر از خودت بود ! .. دسته کلید علاقه که گم شد.. باید عوض میکردی قفل تمام آرزوها را !!................... ============================================================ نه پیشانی من به لبهای تو رسید … نه لیاقت تو به احساس من … چیزی به هم بدهکار نیستیم ... هر دو کم آوردیم !!!................. ============================================================ همه گفتن: عشقت داره بهت خیانت می کنه! .. گفتم:می دونم! ...گفتن:این یعنی دوستت ندارهاااا! ...گفتم: می دونم! ...گفتن: احمق یه روز میذاره میره تنها میشی ! ... ... ... گفتم:می دونم! ..گفتند:پس چرا ولش نمی کنی..؟! ..گفتم:این تنها چیزی ِ که نمی دونم!................. ============================================================ همیشه دربهترین زوایای قلبم خواهی ماند... آنجا که فقط جاودانه ها میمانند............. ============================================================ در برابرم مشت ميكني... ميپرسي: گل يا پوچ؟ ... در دلم ميگويم: فقط دستانت.... ============================================================ لهجهات... نه شمالیست.. نه جنوبی ...اما حرف که میزنی باد از شمال میوزد و پرندگان از جنوب باز میگردند................... ============================================================ خورشيد هنگام غروب آسمان را ميبوسد....... الان من ميخواهم غروب كنم، آسمانم كجايى؟....................... ============================================================ قلبم فداي عزيزي كه دنيايي ازدلتنگي را به اميد يك لحظه ديدنش بجان ميخرم............ ============================================================ گرمي دست هايت چيست كه دستهايم آنها را ميطلبد ؟.. در آينه چشمهايم بنگر چه ميبيني؟ ... آيا ميبيني كه تو را ميبيند؟... صداي تپش قلبم را ميشنوي كه فرياد ميزند دوستت دارم؟ ..دوست ندارم كه بگويم دوستت دارم.... دوست دارم كه بداني دوستت دارم!.......... ============================================================ مهربون اجازه هست بشم فدات؟... اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خنده هات؟... شب كه مياد يواش يواش، با چشمك ستاره هاش، اجازه هست از آسمون ستاره كش برم برات............. ============================================================ [ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 6:18 ] [ رامین ]
[ ]
یه حسی بهم میگه یه روز تو عاشقم میشی
توی صحرای دلم، گل شقایقم میشی یه حسی بهم میگه یه روز میگی دوستم داری دل به دریا می زنی سوار قایقم میشی
هر چی حرف خوب داری میاری با من میزنی یه حسی بهم میگه ستاره ی بخت منی هر قلبی رو بشکنی قلب منو نمیشکنی جای اون یه نا امید توی دلم شعر می خونه اون همه حرف و خیال مثله پرنده دور میشه شعر عاشقونمو به رویا بر می گردونه [ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 6:27 ] [ رامین ]
[ ]
به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد [ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 6:26 ] [ رامین ]
[ ]
خودم را در کوچه ی تنهایی گم کرده ام تا شاید تو مرا صدا بزنی... تویی که دوستت دارم؛ مثل هیچکس دیگری...مثل بی مانندی خودت... من ، منتظر یک پگاه ناگاه هستم. مثل آسمان ، در آرزوی دو بال و مثل پرنده در امید آفتاب... خدایا! مرا به آسمان ببر ؛خیلی وقت است که دلم زمینگیر شده... [ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 6:25 ] [ رامین ]
[ ]
رفتن و گم شدن از ماست نه از فاصله ها دل از اینهاست که تنهاست نه از فاصله ها گرچه دیگر همه جا پر زجدایی شده است مشکل از طاقت دل هاست نه از فاصله ها نقش کم رنگ سرابی که گذر گاه من است شاید از چشم تو پیداست نه از فاصله ها همه درها شده بستــــــه ز غم فاصله ها زخم هر عشق ز درهاست نه از فاصله ها گرچه دیگر همه کس سرد شده اند، این یکبار این همه درد نه از ماست نه از فاصله ها [ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 6:24 ] [ رامین ]
[ ]
بنام خداوندی که اشک را آفرید تا سرزمین عشق آتش نگیرد
این وب ناچیز مال من است
کدامین صفحه ی مرا خوانده ای؟ هر ورق من دردی پنهان است بگو از من چه میدانی؟ نام من...با سرفصلی جاودانه یا مخدوش؟ چرا بسنده می کنی!!! تنها به جلد زیبایم منگر هر سطر من کتابی از نگفته هاست باورت گرنیست بخوانش اندکی ... [ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 6:8 ] [ رامین ]
[ ]
اگر کف دستهایت را کنار هم بگذاری, می دانی چه زیبا می شود؟می دانی نیم کاسه ای می شود برای جرعه ای آب؟ می دانی در آن جرعهُ آب می شود دوباره تابش آفتاب و نقش مهتاب را دید؟ می دانی گودی دستانت جایی می شود برای پناه گرفتن دستهای تنهای من؟ می دانی تنهایی دستهای من گم می شود در خالی دستان تو؟اگر کف دستهایت را کنار هم بگذاری, می دانی چه پرشکوه می شود؟ می دانی بستر آرامش می شود برای سر خسته و دردمند من؟ می دانی مخمل نوازش می شود پر از خنکای مهر روی صورت خیس از اشک های گرم من ؟ ... اگر کف دستهایت را کنار هم بگذاری, خود زندگی لب پر می زند از سر انگشتانت. چه می شود اگر کف دستهایت را کنار هم بگذاری....
[ یکشنبه یازدهم دی 1390 ] [ 3:56 ] [ رامین ]
[ ]
حال من بد نیست غم کم می خورم کم که نه! هر روز کم کم می خورم
آب می خواهم، سرابم می دهند عشق می ورزم عذابم می دهند خود نمی دانم کجا رفتم به خواب از چه بیدارم نکردی؟ آفتاب!!!! خنجری بر قلب بیمارم زدند بی گناهی بودم و دارم زدند دشنه ای نامرد بر پشتم نشست از غم نامردمی پشتم شکست سنگ را بستند و سگ آزاد شد یک شبه بیداد آمد داد شد عشق آخر تیشه زد بر ریشه ام تیشه زد بر ریشه ی اندیشه ام عشق اگر اینست مرتد می شوم خوب اگر اینست من بد می شوم بس کن ای دل نابسامانی بس است کافرم! دیگر مسلمانی بس است در میان خلق سر در گم شدم عاقبت آلوده ی مردم شدم بعد ازاین بابی کسی خو می کنم هر چه در دل داشتم رو می کنم نیستم از مردم خنجر بدست بت پرستم، بت پرستم، بت پرست بت پرستم،بت پرستی کار ماست چشم مستی تحفه ی بازار ماست درد می بارد چو لب تر می کنم طالعم شوم است باور می کنم من که با دریا تلاطم کرده ام راه دریا را چرا گم کرده ام؟؟؟ قفل غم بر درب سلولم مزن! من خودم خوشباورم گولم مزن! من نمی گویم که خاموشم مکن من نمی گویم فراموشم مکن من نمی گویم که با من یار باش من نمی گویم مرا غم خوار باش من نمی گویم،دگر گفتن بس است گفتن اما هیچ نشنفتن بس است روزگارت باد شیرین! شاد باش دست کم یک شب تو هم فرهاد باش آه! در شهر شما یاری نبود قصه هایم را خریداری نبود!!! وای! رسم شهرتان بیداد بود شهرتان از خون ما آباد بود از درو دیوارتان خون می چکد خون من،فرهاد،مجنون می چکد خسته ام از قصه های شوم تان خسته از همدردی مسموم تان اینهمه خنجر دل کس خون نشد این همه لیلی،کسی مجنون نشد آسمان خالی شد از فریادتان بیستون در حسرت فرهادتان کوه کندن گر نباشد پیشه ام بویی از فرهاد دارد تیشه ام عشق از من دورو پایم لنگ بود قیمتش بسیار و دستم تنگ بود گر نرفتم هر دو پایم خسته بود تیشه گر افتاد دستم بسته بود هیچ کس دست مرا وا کرد؟ نه! فکر دست تنگ مارا کرد؟ نه! هیچ کس از حال ما پرسید؟ نه! هیچ کس اندوه مارا دید؟ نه! هیچ کس اشکی برای ما نریخت هر که با ما بود از ما می گریخت چند روزی هست حالم دیدنیست حال من از این و آن پرسیدنیست گاه بر روی زمین زل می زنم گاه بر حافظ تفاءل می زنم حافظ دیوانه فالم را گرفت یک غزل آمد که حالم را گرفت: " ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم" ![]() [ یکشنبه یازدهم دی 1390 ] [ 3:55 ] [ رامین ]
[ ]
عشق آدم را داغ می کند و دوست داشتن آدم را پخته می کند .
هر داغی یک روز سرد می شود ولی هیچ پخته ای دیگر خام نمی شود
گذشت زمان بر آن ها که منتظر می مانند بسیار کند،
[ یکشنبه یازدهم دی 1390 ] [ 3:48 ] [ رامین ]
[ ]
کاش می شد هیچ وقت تنها نبود کاش می شد دیدنت رویا نبود گفته بودی با تو می مانم ولی ... رفتی و گفتی این جا،جا نبود سالیان زیادی تنها مانده ام شاید این رفتن سزای من نبود من دعا کردم برای بازگشت دست های تو ولی بالا نبود باز هم گفتی که فردا می رسی کاش روز دیدنت فردا نبود!!! ![]() [ جمعه نهم دی 1390 ] [ 6:9 ] [ رامین ]
[ ]
بی تفاوت مگذر ... بی تو هیچم به خدا ... قدر این سینه ی پرمهر بدان ... در دل خسته بمان ... این نفس ها به خدا ارزان نیست ... بر نمی گردد هیچ ... شاید امروز چو بگذشت نباشم فردا ... آه ... شاید نبینی دگرم !!! [ جمعه نهم دی 1390 ] [ 6:4 ] [ رامین ]
[ ]
[ جمعه هجدهم آذر 1390 ] [ 4:18 ] [ رامین ]
[ ]
عشق يعني يك سلام و يك درود* عشق يعني درد و محنت در درون* عشق يعني يك تبلور يك سرود* عشق يعني با جهان بيگانگي* [ جمعه هجدهم آذر 1390 ] [ 4:15 ] [ رامین ]
[ ]
[ جمعه هجدهم آذر 1390 ] [ 4:2 ] [ رامین ]
[ ]
آیت الله مطهری در کتاب حق و باطل جملاتی به این مضمون نوشته : از کودکی همیشه این سوال برایم مطرح بود که : چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی زند، اما وقتی قطار به راه افتاد سنگباران می شود؟!!!!!!!!!!!. . این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم، دیدم متاسفانه این قانون کلی زندگی ما ایرانیان است که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن است مورد احترام است. تا ساکت است مورد تعظیم و تکریم است اما همینکه به راه افتاد و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمی کند، بلکه سنگ است که به طرف او پرتاب می شود و این نشانه ی یک جامعه مرده است! ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که: متکلم هستند نه ساکت ، متحرکند نه ساکن ، باخبرترند نه بی خبرتر.!!!!!!! امیدوارم روزی جامعه ایرانی زنده شود !!!!
[ دوشنبه سی ام آبان 1390 ] [ 19:53 ] [ رامین ]
[ ]
دروغ یكی از گناهان كبیره است كه روایات متعددی در مذمت آن آمده است چرا كه
دروغ باعث می گردد تا شخص دروغگو و كسانی كه به آنها دروغ گفته می شود از
مسیر حق و حقیقت دور گشته و به ضلالت و گمراهی كشیده شوند و این امر شاید
به زبان، بسیار ساده و آسان جلوه كند اما اثر آن از زهرمار كشنده نیز
خطرناك تر است. چنانچه امام صادق (ع) فرمودند: " ان الكذاب یهلك بالبینات
و یهلك اتباعه بالشبهات " (دروغگو با برهان های روشن هلاك گردد و پیروانش
به وسیله شبهات (1)
ادامه مطلب [ پنجشنبه نوزدهم آبان 1390 ] [ 4:32 ] [ رامین ]
[ ]
مردی باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت:"عزیزم ازمن خواسته شده که با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به کانادا برویم"
ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود.این فرصت خوبی است تا ارتقای شغلی که منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباس های کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت راستی اون لباس های راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار ! زن
با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیرطبیعی است اما بخاطر این که نشان
دهد همسر خوبی است دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد هفته بعد مرد به خانه آمد ، یک کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب ومرتب بود همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسید که آیا او ماهی گرفته است یا نه ؟ مرد گفت :"بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا،چند تایی ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم . اما چرا اون لباس راحتی هایی که گفته بودم برایم نگذاشتی ؟" جواب زن خیلی جالب بود زن جواب داد : لباس های راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم........؟؟؟!!!!
[ پنجشنبه نوزدهم آبان 1390 ] [ 4:11 ] [ رامین ]
[ ]
عشق بيداد من باختن يعني لحظه عشق جان سرزمين يعني يعني زندگي پاک عشق ليلي و قمار من مجنون در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل يعني يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق من عشق آميختن افروختن يعني به هم عشق سوختن چشمهاي يكجا يعني كردن پر ز و غم دردهاي گريه خون/ درد بيشمار عشق من يعني الاسرار كلبه مخزن اسرار يعني
[ پنجشنبه نوزدهم آبان 1390 ] [ 3:39 ] [ رامین ]
[ ]
تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی ، بدن عریان خودت را نشان نده، هیچ وقت چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان مکن ، قلبت را خالی نگاه دار اگر هم روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی سعی کن که فقط یک نفر باشد و به او بگو که تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم.
[ پنجشنبه نوزدهم آبان 1390 ] [ 2:58 ] [ رامین ]
[ ]
1 – عشق معطوف به غیر از خود است. در حالیکه محور هوس خود فرد و لذت اوست. جملات زیر را مقایسه کنید:
ادامه مطلب [ پنجشنبه نوزدهم آبان 1390 ] [ 2:55 ] [ رامین ]
[ ]
[ چهارشنبه هجدهم آبان 1390 ] [ 16:24 ] [ رامین ]
[ ]
پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند بلبل شوقم هوای نغمه خوانی می کند همتم تا می رود ساز غزل گیرد به دست طاقتم اظهار عجز و ناتوانی می کند
ادامه مطلب [ چهارشنبه هجدهم آبان 1390 ] [ 12:15 ] [ رامین ]
[ ]
ابو علی سینا و کودک از شیخ ابو علی سینا که سرآمد حکمای ایران است پرسیدند: "آیا ازخود کسی را داناتر دیده ای یا نه؟"
ادامه مطلب [ چهارشنبه هجدهم آبان 1390 ] [ 12:14 ] [ رامین ]
[ ]
[ سه شنبه هفدهم آبان 1390 ] [ 3:0 ] [ رامین ]
[ ]
روزی بزرگان ایرانی ومریدان زرتشتی از کوروش بزرگ خواستند که برای ایران زمین دعای خیر کند وایشان بعد از ایستادن در کنار اتش مقدس اینگونه دعا کردن:
کوروش بزرگ فرمودند: برای جلو گیری از خشکسالی انبارهای اذوقه وغلات می سازیم
[ یکشنبه پانزدهم آبان 1390 ] [ 21:41 ] [ رامین ]
[ ]
آسیا به عنوان پهناورترین قاره، محل قرار گرفتن بسیاری از زیباترین و جذابترین مکانهای توریستی دنیاست. انتخاب بهترین مکان از بین تمامی مکانهای دیدنی کاری بسیار سخت و دشوار است. اما متیوانید مطمئن باشید که هر یک از مقاصد زیر را انتخاب نمایید متضرر نخواهد شد و سفری رویای و دیدنی را پیش روی خواهید داشت . بعضی از این مقاصد برای شما شناخته شده و بعضی از آنها هم ناشناخته میباشد. با هم به مرور ۷ مقصد توریستی عالی و بی نظیر میپردازیم : ۱ – مغولستان کشوری وسیع، بکر و همراه با طبیعتی خشن به عنوان یکی از معدود طبیعتهای دست نخورده در آسیا شناخته میشود.کشور مغولستان زادگاه و خاستگاه قوم مغول می*باشد.مغولها بیش از هر کشوری به چین دست درازی می*کردند و امپراتوران چین برای آسایش از دست ایشان دست به ساخت دیوار چین زدند.بزرگ*ترین رهبر تاریخی مغولها چنگیزخان بود که توانست قبیله*های مغول را یکپارچه سازد و رقیبان را نابود گرداند. این کشور در فلات تبت واقع شده است و مساحت آن بیش از ۱٫۵ میلیون کیلومتر مربع میباشد و بع عنوان نهمین کشور بزرگ دنیا شناخته میشود اما جمعیت آن بسیار کم است و تقریبا نیمی از جمعیت ۳ میلیون نفره آن در پایتخت مغولستان اولان باتار زندگی میکنند.
۲ – تایلند پادشاهی تایلند کشوری است در جنوب شرقی آسیا. پایتخت آن و همچنین پرجمعیت*ترین شهر آن بانکوک است. کشور تایلند دارای ۵۱۴۰۰۰ کیلومتر مربع مساحت می*باشد که ۴٪ آن را آب تشکیل داده*است. تا سال ۱۹۳۹ نام رسمی این کشور «سیام» بود . از ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۹ نیز سیام خوانده می*شد تا آن*که با اعلام رسمی دولت نام آن به تایلند تغییر یافت. واژه «تای» در زبان تایلندی علاوه بر نام قوم تای، که اکثریت مردم کشور را تشکیل می*دهند، به معنی «آزادی» نیز هست. در حدود ۹۵٪ مردم تایلند بودایی هستند. مسلمانان، با حدود ۴٪ جمعیت ، بعد از بوداییان بزرگ*ترین گروه مذهبی این کشور هستند. گفته می*شود یک نفر ایرانی به نام شیخ احمد قمی مذهب شیعه را به تایلند آورد.تایلند یکی از پرطرفدارترین مقاصد توریستی آسیا میباشد و مهمترین دلیل آن ارزانی بیش از حد آن به همراه آب و هوتی مطبوع در فصول زمستان و بهار میباشد.
۳ – تبت تبت یا سی -تسان کشوری تحت سیطره چین که در جنوب غربی چین و بر سرحد شمالی نپال واقع است و آنرا از جهت ارتفاعی که از سطح دریا دارد، بام دنیا گویند چه بزرگترین و مرتفعترین فلات آسیا و جهان است که در میان بزرگترین و معظم ترین سلسله جبال جهان قرار دارد و شطهای قابل اهمیت جنوبی و شرقی آسیا از آن سرازیر میگردد.فلاتی است لم یزرع و ارتفاع متوسط آن از سطح دریا ۵۰۰۰ متر است (ارتفاع قله دماوند از سطح دریا ۵۶۴۰ متر است ).جنوب آنرا کوههای بسیار بلند هیمالیا فراگرفته است .
۴ – انگکور – کامبوج انگکور شهری در شمال غربی کامبوج به عنوان پایتخت امپراطوری کهن خِمِر ساخته شد. انگکور وات زیباترین معبد شهر تخریب شده انگکور است و مساحتی در حدود ۲٫۵ کیلومتر مربّع را در بر می گیرد. انگکور که در زبان خِمِر به معنی شهر است نزدیک ساحل شمالی دریاچه تانِل سَپ(یعنی دریاچه بزرگ)ساخته شده است.این دریاچه بزرگ و کم عمق که رودخانهٔ فرعی مکونگ را تغذیه می کند زمانی مملو از ماهی و زمین های اطراف آن حاصل خیز بود. آب دریاچه به ثروتمند شدن شهر انگکور کمک کرد.کشاورزان خمر با استفادهٔ از کانال های آبیاری هر سال سه بار محصول برداشت می کردند. این بدان معنی است که غذای کافی و فراوان برای افزایش جمعیت این ناحیه وجود داشته است. معبد انگکور وات در اوایل سده دوازدهم برای شاه سوریاوارمان دوم ساخته شد و سپس به ویشنو خدای هندو اهدا شد.این ساختمان سه طبقه دارای یک ردیف حصارهای راست گوشه و مستطیلی است.برج های آن مانند غنچه*های نیلوفر آبی و ارتفاعشان ۶۰ متر است. در سال ۱۴۳۱ میلادی سربازان تایلندی به شهر انگکور هجوم آوردند و آن را ویران کردند.ویرانهٔ شهر به حال خود رها شد.به تدریج گیاهان و درختان در اطراف شهر روییدند و آن را در خود پنهان ساختند تا این که ۱۵۰ سال پیش دوباره کشف شد.
۵ – مالدیو مجمع الجزایر مالدیو در جنوب غربی کرانه*های هندوستان قرار گرفته و کوتاهترین فاصلهٔ آن تا کرانه*های هند، ۶۰۰ کیلومتر است. مالدیو شامل ۱۱۹۲ جزیره مرجانی کوچک، مسطح و کم*ارتفاع و شمار زیادی آبسنگ است که تنها ۲۰۲ جزیره از آنها مسکونی هستند، روی هم رفته ۲۹۸ کیلومتر مربع پهناوری دارند و تنها ۳/۰% قلمرو مالدیو را پوشش می*دهند. اما قلمرو دریایی مالدیو با ۸۵۰ کیلومتر درازا و ۱۳۰ کیلومتر پهنا، ۱۱۵۳۰۰ کیلومتر مربع مساحت دارد. بلندای هر یک از این جزیره*ها از سطح دریا از بیش از ۳ متر تجاوز نمی*کند. مالدیو تپه ماهور و رودخانه*ای ندارد. برخی از جزایر مالدیو برای گردشگری اختصاص یافته*اند. در این جزایر هتل*هایی برای اقامت گردشگران ساخته شده که بیشتر کارمندان آن از مهاجران کشورهای همسایه هستند. گردشگران مستقیماّ از فرودگاه بین*المللی ماله به این جزایر می*آیند. مردم عادی مالدیو، ارتباط چندانی با گردشگران خارجی ندارند.
۶ – دیوار بزرگ چین یکی از عجایب هفت*گانه جهان شمرده می شود ، در جهان به لحاظ زمان ساخت طولانی ترین و بزرگترین مهندسی تدافعی نظامی در قدیم است و همچنین این دیوار تنها پدیده انسانی است که از فضا قابل روءیت می باشد. این دیوار در نقشه جغرافیایی چین ۷۰۰۰ کیلومتر امتداد یافته است.این اثر سال ۱۹۸۷ در “فهرست میراث جهانی” ثبت شد. تاریخ ساخت دیوار چین به قرن ۹ قبل از میلاد باز می گردد. حکومت وقت چین برای جلوگیری از حملات ملیت های شمالی ، برجهای آتش برای خبر رسانی و یا قلعه*های مرزی برای حصول اطلاعات دشمن را در ارتباط با دیوار و بر روی آن ایجاد کرد . در دوره حکمرانی سلسله*های بهار و پاییز و کشورهای جنگجو ،میان دوک ها جنگ بر پا شد و کشورها با استفاده از کوه*های مرزی به ساخت دیوار پرداختند تا سال ۲۲۱ قبل از میلاد ،امپراتور چین شی خوان پس از به وحدت رساندن چین ، دیوارهای دوک ها را به هم متصل کرد که به صورت دیوار بزرگ در مرزهای شمالی بر روی کوه*ها در آمد . او می خواست با این کار از حملات دشمن به مراتع شمالی جلوگیری کند. در این زمان طول دیوار چین به ۵۰۰۰ کیلومتر می رسید. در سلسله خان پس از سلسله چین طول دیوار به ۱۰ هزار کیلومتر رسید. در تاریخ دو هزار و اندی ساله چین، حکمرانان دوران مختلف به ساخت دیوار چین پرداختند . تا اینکه طول دیوار به ۵۰ هزار کیلومتر رسید. این میزان معادل گردش به دور کره زمین است . دیواری که اکنون مردم مشاهده می کنند ، دیوار متعلق به سلسله مینگ (سال ۱۳۶۸ – سال ۱۶۴۴ میلادی) است از غرب به دروازه ” جایو گوان ” در استان گانسو چین و از شرق به ساحل رود یالو جیان در استان لیائونینگ در شمال شرقی چین منتهی می شود و درمیان آن ۹ استان ، شهر و ناحیه خود مختار به طول ۷۳۰۰ کیلومتر وجود دارد و مردم آنرا دیوار طولانی می نامند. گردشگران چینی و خارجی از پیمودن دیوار احساس افتخار می کنند . حتی سران بسیاری کشورهای خارجی نیز فرصت دیدار از این اثر بزرگ را از دست نمی دهند . برخی از بخش های دیوار چین بخوبی حفظ شده است از جمله دیوار “بادلینگ ” در نزدیکی بیجنیگ دیوار ” سی ما تای ” ، دیوار ” موتیان یو ” ، دروازه شان حای گوان در انتهای شرقی دیوار چین است که نخستین دروازه چین نامیده می شود و دروازه “جایوگوان” در انتهای غرب در گان سو ،این بخش ها همچنین از مکان های بسیار مشهور و دیدنی دیوار است و گردشگران زیادی در تمام سال از آنها بازدید می کنند . دیوار چین تجسم درایت و رنج و زحمت میلیونها چینی در دوره باستان چین است . این اثر پس ازهزاران سال از بین نرفته و دارای دلربایی فناناپذیر و سمبل روحیه ملیت چین است . سال ۱۹۸۷ میلادی دیوار چین به عنوان “سمبل ملیت چین” در فهرست میراث جهانی ثبت شد.
۷ – سریلانکا جزیره*ای است واقع در جنوب آسیا، اقیانوس هند و جنوب کشور هند. نام*های قدیمی آن سَراَندیب یا سَرَندیب یا سیلان بود.پایتخت سیاسی آن سری جایاواردنپورا کوته و پایتخت تجاری*اش شهر کلمبو است. پیش از سال ۱۹۷۲ به این کشور سیلان می*گفتند. پایتخت این کشور شهر کلمبو (Colombo) با ۶۴۲ هزار نفر جمعیت می*باشد. مساحت سری لانکا ۶۵٬۶۱۰ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۱۹٬۶۶۸٬۰۰۰ نفر است.
__________________
[ یکشنبه پانزدهم آبان 1390 ] [ 16:7 ] [ رامین ]
[ ]
باور
عموم بر این است که دخترها مردها و پسرهای پولدار را دوست دارند. بعضیها
ادعا میکنند که این مسئله ژنتیکی است—یعنی بیولوژی دلیل این است که زنها
به مادیات بیشتر از چیزهای دیگر اهمیت بدهند. برخی از مردم تصور میکنند که
این مسئله به محیط بستگی دارد—یعنی به اشتباه به زنان در سن کم آموزش داده
میشود که برای مادیات ارزش زیادی قائل باشند و اینکه فقط پول میتواند
آنها را خوشبخت و راضی کند. نمیتوان انکار کرد که یکسری از دخترها
مجذوب پول هستند. زنانی هستند که به طرز غیرقابلباوری مادی هستند. مسئله
جالب این است که این زنان آسیبهای شدیدی هم به دلیل این رویکرد خود
میبینند. خیلی از آنها به این دلیل جذب پول میشوند که با مردهایی رابطه
داشتهاند که با آنها رفتار درستی نداشتهاند و خرید کردن تنها راه شاد
کردن آنها بوده است. اما تعداد این دخترها واقعاً خیلی زیاد نیست. پس چرا به نظر میرسد که همه دخترها فقط و فقط به پول فکر میکنند؟ پاسخ آن به این سادگی که تصور میکنید نیست. چه چیزهایی را میتوان با پول خرید؟
بااینکه دخترها به آن اندازهای که مردم فکر میکنند مجذوب پول نیستند، اما این به آن معنی نیست که مجذوب مردان پولدار نیستند. چیزی که باید درک کنید این است که این دو یکی نیستند—ممکن است مجذوب مردی پولدار باشید اما دلیل آن ممکن است پول او نباشد. دلیل آن این است که مردان پولدار رفتارهایی از خود نشان میدهند که دختران عاشق آن هستند. وقتی مردی پول داشته باشد، معمولاً همه موارد زیر را هم دارد: ** اعتماد به نفس: قبل از هر چیز، مردان پولدار اعتماد به نفس بالایی دارند. شغل خوبی دارند، میدانند که میتوانند هر چیزی که بخواهند را بخرند و هیچکدام از مشکلات و استرسهای مالی که بقیه مردها دارند را ندارند. وقتی بدانید پول کافی برای خریدن هر چیزی که بخواهید را دارید، راحتتر اعتماد به نفس پیدا میکنید. ** آرامش: یکی دیگر از ویژگیهای مردهای پولدار این است که تقریباً در همه موقعیتها خونسرد هستند و آرامش دارند. وقتی پول زیادی دارید، چرا نباید آرام باشید؟ خیلی از استرسهایی که مردهای عادی دارند فقط به دلیل مسائل مالی است. ** بیعلاقگی: زنها مردهایی را که با آنها بدرفتاری میکنند را دوست ندارند اما از مردهایی که به آنها نیازی ندارند، خوششان میآید. آیا میدانید دختران زیبا در روز چند درخواست رابطه دریافت میکنند؟ درخواست رابطه از طرف مردانی که فقط عاشق ظاهر و قیافه آنها هستند خستهکننده است و یکی از دلایل اصلی رد کردن آنها میشود. اما مردی که پول دارد میداند که به نوعی بر مردان دیگر برتری دارد. به همین دلیل به اندازه مردان دیگر برای به دست آوردن دختری جوش نمیزند. این مسئله باعث مجذوب شدن بیشتر دختر به او میشود. همه اینها به زبان بدن او نیز تاثیر میگذارد و زبان بدن یکی از مهمترین ابزارهای به دست آوردن دختر مورد علاقه تان است. اگر اعتماد به نفس داشته باشید، آرام باشید و چندان خود را علاقهمند نشان ندهید، همه ویژگیهای زبان بدن لازم برای خوش آمدن یک دختر را دارید—که همه اینها با داشتن پول زیاد خود به خود به دست میآید. همانطور که میبینید، این پول نیست که دختران مجذوب آن هستند. طریقه رفتار و برخورد مردان پولدار است که آنها را جذب میکند. و دلیل اینکه آن مرد آنگونه رفتار میکند هم فقط و فقط پول اوست. اگر مردی بتواند همان رفتارها را داشته باشد اما پولش به آن اندازه نباشد، هر دختر مورد علاقه اش را میتواند مجذوب خود کند. مردان پولدار زیادی را میبینید که نامزد یا همسر چندان جالبی ندارند. مردهای پولداری میتوانند بهترین دخترها را از آنِ خود کنند که پولشان باعث بالا بردن اعتماد به نفسشان شده باشد. به دست آوردن دختر مورد علاقه رمز جذاب بودن داشتن پول زیاد نیست.
بااینکه بودن پول ضرری ندارد، اما الزام هم نیست. کاری که باید بکنید این
است که زبان بدن، رفتارها و نگرش مردان پولدار را یاد بگیرید. اگر بتوانید
دقیقاً همان رفتارها را انجام دهید، مطمئن باشید که میتوانید دختر
موردعلاقهتان را به دست آورید. فقط یادتان باشد که این پول نیست که باعث میشود بتوانید دختری را به دست آورید. این اعتماد به نفس، آرامش، اخلاق و زبان بدن شماست که شما را خواستنی میکند. یه سوال خیلی مهم!
یکی پیدا نمیشه از من بپرسه که اگه من لالایی بلدم چرا خودم خوابم نمیبره
[ یکشنبه پانزدهم آبان 1390 ] [ 15:39 ] [ رامین ]
[ ]
فرق من وتو: گفتی عاشقمی...می گفتم دوستت دارم... گفتی اگه یه روز نبینمت می میرم... گفتم من فقط ناراحت می شم... گفتی من به جز تو به کسی فکر نمی کنم... گفتم اتفاقا من به خیلی ها فکر می کنم... گفتی تا ابد تو قلب منی... گفتم فعلا تو قلبم جا داری... گفتی اگه بری با یکی دیگه من خودم رو می کشم... گفتم اما اگه تو بری با یکی دیگه من فقط دلم می خواد طرفو خفه کنم... گفتی... گفتم... حالا فکر کردی فرق ما ایناس؟ نه !!! فرق ما اینه که تو دروغ می گفتی و من راستشو می گفتم...
[ جمعه سیزدهم آبان 1390 ] [ 14:59 ] [ رامین ]
[ ]
سال ها رفت وهنوز
یک نفر نیست بپرسد از من که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟ صبح تا نیمه ی شب منتظری همه جا می نگری گاه با ماه سخن می گویی گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی راستی گمشده ات کیست؟ کجاست؟ صدفی در دریا است؟ نوری از روزنه فرداهاست یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟
[ جمعه سیزدهم آبان 1390 ] [ 10:57 ] [ رامین ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||